سوده
آرشیو وبلاگ
نویسنده: محمد علی ناصری رکاوندی - یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸

 

در جوامعی که سرمایه‌گذاری نقش حیاتی در اقتصاد ملی بازی می‌کند، سرمایه‎گذاران نمی‎توانند فعالیت‎های خود را صرفاً در زمینه‎های خاصی محدود کنند. لذا بدلیل گسترش دامنه فعالیت ها و با نگرش تخصصی و حرفه‎ای، این فعالیت‎ها را در قالب شرکت های متعدد تفکیک می نمایند و در تلاش برای حداکثر کردن سود از طریق انجام کلیه فعالیت‎ها در چارچوب گروه و در زنجیره فعالیت‎های مکمل یکدیگر در قالب شرکتهای تخصصی سرمایه‎گذاری عمل می کنند.

یک شرکت مادر تخصصی (هولدینگ یا دارنده حق کنترل) بیشتر نقش ستادی ایفاء می کند. به عبارت دیگر، شرکت های مادر به کنترل و اداره سرمایه‎گذاری‎ها و سیاست‎گذاری برای شرکت های زیرمجموعه می‎پردازند. در شرکت های مادر تخصصی، هدف از سرمایه‎گذاری، افزایش ثروت سرمایه‎گذار از طریق کسب سود و بالا بردن ارزش سرمایه Capital Gain می باشد. از اینرو در جوامع امروزی، چاره‎ای جز گسترش و توسعه فعالیت‎ها و تخصصی شدن آنها وجود ندارد و به منظور تخصصی کردن و گسترش فعالیت‎ها باید از طریق ترکیب شرکت‎ها و مدیریت عالی Top Management آنها اقدام نمایند.

شرکت ها به منظور سازگاری با تغییرات محیط پیرامون خود مدام در حال تغییر و تحول و تکامل‎اند. تنها کارآمدترین سازمان‎ها در بازار رقابتی بقا می یابند. به طور مشخص، در فرایند تکامل سازمان‎ها، تغییر در مدیریت و ساختار سازمانی کلید اصلی تحول به شمار می‎رود. همزمان با رشد یک شرکت، ساختار سازمانی آن نیز، به منظور پاسخگویی به مسئولیت‎های روزافزون مدیران باید متحول گردد.

گسترش و توسعه یک شرکت که ساختار سازمانی ساده‎ای دارد باعث بروز مشکلاتی می‎شود که غالب این مشکلات با تغییر ساختار شرکت به سوی ساختار پیچیده (چند مدیریتی) مرتفع می‎گردد. این موضوع نشان دهنده این است که سیستم تنها جمع جبری اجزاء آن نیست، بلکه در چارچوب مستقلی که اجزاء در آن قرار گرفته‎اند شکل می‎گیرد. انتخاب ساختار سازمانی بهینه نه تنها تابعی از متغیرهای بیرونی نظیر محیط پیرامون شامل درجه توسعه یافتگی سایر شرکت‎ها و اقتصاد کشور می‎باشد، بلکه به متغیرهای درونی همچون اندازه شرکت‎ها، سطح رشد و پیچیدگی مدیریت آنها نیز بستگی دارد.



شرکت هولدینگ

ترکیب واحدهای تجاری، مانند دیگر فعالیت‎های اقتصادی، بخشی از استراتژی‎های مدیریتی برای حداکثر کردن سود بنگاه اقتصادی است. برای افزایش توان رقابت و حضور در بازارهای جدید و رشد توسعه، ترکیب واحدهای اقتصادی - تجاری به سرعت در فضای اقتصادی جوامع در حال رشد است. اندازه و مقیاس بنگاه‎ها، در شرایط رقابت شدید بازار به صورتی آشکار به موضوعی حساس تبدیل شده است. این افزایش می‎تواند سود و منافع بیشتری از محل فروش و دستیابی به بازارهای جدید فراهم کند. حتی با کاهش حاشیه سود و رقابتی‎تر شدن بازارها این منافع قابل حصول خواهد بود.

     ترکیب واحدهای تجاری به اشکال مختلفی صورت می‎گیرد. لکن به منظور حداکثر کردن سود، در ترکیب واحدهای تجاری ویژگی‎های ذیل وجود دارد:


1ـ ادغام تولیدات یک بنگاه با خدمات توزیع و یا فرایند تکمیل تولیدات در بنگاهی دیگر.

2ـ صرفه‎جویی در هزینه‎ها از طریق حذف تسهیلات یا کارکنان مازاد.

3ـ توان ورود سریع محصولات یا خدمات در بازارهای داخلی و خارجی.

4ـ بهره‎گیری از صرفه‎جویی ناشی از مقیاس بمنظور افزایش توان رقابت و ارتقاء کارآیی.

5ـ امکان دسترسی به منابع مالی جدید با هزینه کمتر .

6ـ کاهش خطر (ریسک) تجاری از طریق تنوع بخشیدن به نوع فعالیت‎ها.


     توسعه و رشد بنگاه‎های اقتصادی یا تجاری تا آنجا امکان پذیر است که برای مدیریت بنگاه مشکلات اضافی ایجاد ننماید. بزرگ شدن بیش از حد موجب می گردد تا مدیریت عالی شرکت یا بنگاه اقتصادی نتواند هماهنگی و نظم لازم را در بنگاه مستقر و کنترل نماید. از اینرو، گسترش شرکت‎ها از طریق ایجاد و توسعه واحدهای تجاری مختلف و پیوند دادن آنها به یکدیگر از طریق ابزار سهامداری (مالکیت سهام سایر واحدها و بنگاه‎های اقتصادی و ترکیب آنها) راه حلی کارآمد برای ارتقاء عملکرد مدیریت عالی شرکت مادر محسوب می گردد.

     روش های ترکیب بنگاه‎ها و واحدهای اقتصادی‎ـ تجاری را از سه نقطه نظر می‎توان مد نظر قرار داد:


1ـ ترکیب عرضی (یا افقی):

در این حالت، بنگاه‎های اقتصادی ـ تجاری رقیب، هم صنعت و فعالیت مشابه با یکدیگر ترکیب می گردند.


2ـ ترکیب طولی (یا عمودی):

در این حالت، بنگاه های اقتصادی ـ تجاری مکمل یکدیگر در یک زنجیره تولید یا خدمات با یکدیگر ترکیب می گردند.


3ـ ترکیب مجتمع (یا متنوع):

در این حالت، بنگاه های اقتصادی ـ تجاری با فعالیت های متفاوت و به منظور دسترسی به بازارهای جدید با یکدیگر ترکیب می گردند. شرکت‎های بزرگ فراملیتی که در حال حاضر در زمینه‎های مختلف صنعتی و بازارهای گوناگون حضور دارند نمونه ای از چنین ترکیب هایی هستند.


     به منظور بهره جویی از ویژگی های متفاوت حقوقی انواع اشکال ترکیب و بر مبنای انگیزه های متفاوت از ترکیب های تجاری بنگاه های اقتصادی اقدام به ترکیبات تجاری زیر می نمایند.


جذب (یا ادغام) Merging:

هر گاه دو یا چند شرکت به گونه‎ای ترکیب شوند که در نتیجه آن، کلیه شرکت‎های عضو ترکیب، جز یکی از آنها منحل شده و کلیه دارایی‎ها و بدهی‎های آنها به شرکت باقیمانده تعلق گیرد، این ترکیب را از نوع جذب (یا ادغام) می نامند. در این حالت شرکت ترکیب کننده (شرکت باقیمانده) به منظور تحصیل خالص دارایی‎‎های شرکت ترکیب شونده اقدام به پرداخت و یا انتشار سهام جدید می نماید


تلفیق Consolidation:

هر گاه دو یا چند شرکت به گونه‎ای ترکیب شوند که در نتیجه آن، کلیه شرکت‎های عضو ترکیب منحل شده و همزمان با انحلال آنها شرکت جدیدی ایجاد شود به گونه‎ای که کلیه دارایی‎ها و بدهی‎های شرکت ترکیب شونده در اختیار شرکت جدید قرار گیرد، ترکیب از نوع تلفیق می‎باشد و تاسیس شرکت جدید همزمان با انحلال شرکت‎های ترکیب شونده صورت می‎گیرد.


تحصیل (یا تملیک) Acquisition:

هر گاه دو یا چند شرکت به گونه‎ای ترکیب شوند که هیچیک از آنها منحل نشود بلکه کنترل و اداره آنها به دست یکی از شرکت‎های عضو ترکیب افتد، ترکیب از نوع تحصیل (تملیک) نامیده می‎شود. هنگامی که یک واحد تجاری اصلی به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق واحدهای تجاری فرعی دیگر خود، دارنده بیش از نصف سهام دارای حق رای یک واحد تجاری باشد فرض بر وجود کنترل بر آن واحد تجاری است و یا در صورت تحقق هر یک از شرایط ذیل حتی اگر میزان مالکیت واحد تجاری اصلی بر سهام دارای حق رای واحد تجاری فرعی،50 درصد یا کمتر باشد، باز هم کنترل وجود خواهد داشت.


الف ـ توانایی اعمال کنترل بر بیش از نصف آرای واحد تجاری از طریق توافق با سایر صاحبان سرمایه.


ب ـ توانایی هدایت سیاست‎های مالی و عملیاتی واحد تجاری از طریق قانون یا قرارداد.


ج ‌ـ توانایی نصب و عزل اکثریت اعضای هیأت مدیره یا سایر ارکان اداره کننده مشابه.

 

شرکت مادر Holding (هولدینگ) چیست ؟

تعاریف و تعابیر متعددی برای شرکت های مادر (هولدینگ) و شرکت های فرعی (تابعه) آنها در متون مختلف ارائه شده است:

1ـ شرکت هولدینگ، یک شرکت سهامی است که مالکیت سهام شرکت دیگری را در اختیار دارد. یعنی، شرکتهای هولدینگ زمانی بوجود می‎آیند که شرکتی از طریق خرید تمام یا اکثریت سهام دارای حق رای شرکت دیگر، آن را تحصیل نماید.

2ـ مینز و بن برایت Means and Bonbright بر اساس جدیدترین مطالعات تحقیقی خود می‎نویسند: "شرکت های هولدینگ کاراترین ابزار برای ترکیب اموال دو یا چند شرکت مستقل، به منظور کنترل و مدیریت یگانه می‎باشند که تا کنون ابداع شده است".

3ـ شرکت هولدینگ، شرکتی است که تمامی سهام دارای حق رای (سهام عادی و انواع خاصی از سهام ممتاز) شرکت دیگری را در اختیار داشته باشد و در این حالت به شرکت مملوک، شرکت فرعی تملیک شده Wholly - owned subsidiary گویند. همچنین شرکت های فرعی یک سیستم هولدینگ تحت عنوان شرکت های وابسته Affiliates یا شرکت های عملیاتی Operating نیز شناخته می‎شوند. این شرکت ها هویت قانونی خودشان را به عنوان شرکت های مجزا حفظ می‎کنند، اما کنترل هر شرکت فرعی موجب حفظ اختیار تعیین هیات مدیره، مدیریت، توانایی خرید و فروش سهام و اوراق قرضه آن می‎شود.

     از نقطه نظر اقتصادی، تشکیل شرکت های هولدینگ از مزایای قابل توجهی برخوردار است، زیرا سهامداران این شرکت ها بدون به دوش کشیدن مسئولیت اداره شرکت، در منافع آن سهیم هستند. به عبارت دیگر، به جای خرید دارایی‎های شرکت‎های تابعه، از طریق تملک سهام این شرکت ها در منافع آنها شریک می‎شوند. از طریق سیستم هولدینگ سهام مدیریتی شرکت های دیگری را نیز تحت کنترل خود درآورد، زیرا این شرکت تنها نیاز به تملک نیمی از سهام مدیریت شرکت تابعه را دارد. بدلیل تعیین خط مشی‎های شرکتهای زیرگروه شرکت مادر، خط مشی آنها با یکدیگر هماهنگ می گردد و از اینرو اهداف کلی درون و برون مرزی شرکت های مادر تحقق می یابد.

4- شرکت هولدینگ، یک شرکت سرمایه گذاری Investment Company  است، با این تفاوت که شرکت سرمایه‎گذاری با خرید سهام شرکتهای دیگر از سود سهام و همچنین از افزایش قیمت سهام، بدون آنکه دخالتی در اداره امور این شرکتها داشته باشند، بهره‎مند می‌شود، و این در حالی است که هولدینگ ها با خرید سهام شرکت های دیگر و یا با اعطای وام به آنها در اداره امورشان مشارکت داشته و بر آن تصدی می کنند. به همین منظور می باید اکثریت سهام آنها را در اختیار داشته باشند. حتی دولتها نیز با ایجاد هولدینگ ها، وظایف مدیریتی و مالکیت خود را از هم تفکیک نموده و با کاهش ارتباط بین شرکت ها و دولت، به آنها آزادی عمل بیشتری می‎دهند.

 

دلایل ایجاد هولدینگ

در مبانی نظری دلائل متعددی برای گسترش واحدهای تجاری از طریق ترکیب واحدهای انتفاعی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از :

1ـ دسترسی به منابع و تسهیلات و امکانات تولید، دانش فنی، تشکیلات بازاریابی و فروش و از اینرو گسترش و افزایش سهم در بازار و دستیابی به مواد اولیه کمیاب.

2ـ دسترسی آسان و سریع به منابع مالی با شرایط مناسب و بهینه اقتصادی و صرفه جویی در هزینه‎ها از طریق افزایش مقیاس تولید.

3ـ دستیابی به مدیریت کارآمد.

4ـ صرفه‎جویی در زمان برای ورود به بازارهای جدید، با تصاحب شرکتی که قبلاً در بازار مورد نظر فعالیت داشته، بجای تخصیص منابع برای ورود به بازار مورد نظر.

5ـ بهره‎گیری از فعالیت‎ها و مزایای مالیاتی

     ویژگی عمده شرکت های هولدینگ، ایجاد شرایط مناسب برای تمرکز زدایی است. وقتی سیستم اقتصادی از سیستم بسته (متمرکز) به سمت سیستمی مبتنی بر بازار تغییر می‎کند، شرکتهای هولدینگ می‎توانند نقش مؤثرتری در این تحول ایفا نمایند. در این صورت، وظایف بیشتری بر عهده آنها محول خواهد شد. در کشورهایی که به سوی اقتصاد مبتنی بر بازار حرکت می‎کنند، عاقلانه‎تر آن است که بدون توجه به ساختار بازار یا شرایط حاکم بر آن، سود یا زیان های شرکت های هولدینگ را از یکدیگر تفکیک نموده، سپس امتیازات یا معایبی که شرکت هولدینگ در شرایط خاصی آنها را کسب می‎کند، به سود یا زیان هایش اضافه کرد. در حمایت از شرکت های هولدینگ، چهار ادعا را می‎توان طرح نمود:

1ـ دادن استقلال و مدیریت نامتمرکز بیشتر به شرکت ها و واحدهای عملیاتی (برخلاف سازمان های وظیفه‎ای)، یا به شرکت های هولدینگ (در مقایسه با کنترل مستقیم دولت).

2ـ امکان ریسک پذیری در شرکت های هولدینگ همراه با فعالیت های متنوعی که درآنها جریان دارد.

3ـ کاهش هزینه‎های سرمایه‎گذاری را در پی دارد.

4ـ در شرکتهای هولدینگ امکان صرفه‎جویی و نیز به کارگیری مدیریت شایسته و انجام مأموریت‎های تخصصی، نظیر صادرات، میسر می‎شود.

 

استقرار نظام برنامه‎ریزی هماهنگ :

یکی از وظایف اساسی شرکت مادر، برنامه‎ریزی استراتژیک (راهبردی) برای واحدهای تابعه می‎باشد به طوری که منطبق با برنامه‎ریزی کلان شرکت مادر بوده و اطمینان لازم از حرکت زیر مجموعه‎ها به سمت اهداف تعیین شده فراهم آید.

تدوین برنامه‎ریزی جامع و هماهنگ که اولاً متکی به آمار و اطلاعات مرتبط با مجموعه امکانات و محدودیت‎ها است، ثانیاً به صورت سیستماتیک و اصولی صورت پذیرد. انجام برنامه‎ریزی سیستماتیک خود نیاز به تدوین و بهره‎برداری از یک نظام برنامه‎ریزی و بودجه‎بندی دارد که بتواند اجزا برنامه‎ها را در قالب برنامه‎های عمرانی، سرمایه‎ای، عملیاتی، گردش نقدینگی و غیره هماهنگ کرده و برنامة جامعی را ارایه دهد.

لذا استفاده از نظام برنامه‏‎‎ریزی هماهنگ، امکان سنجش و مقایسه عملکرد یا کارآیی واحدهای مختلف را نیز میسر می‎سازد و به عنوان اهرم یکپارچه و قابل قبول کنترلی و سنجشی مسئولیت‎ها عمل خواهد کرد.

 

بهره‎برداری از سیستم‎های اطلاعاتی :

برخورداری و بهره‎برداری از اطلاعات جامع و اطمینان بخش از جمله ابزارها و اهرم‎های اجتناب ناپذیر مدیریت شرکت مادر برای هدایت زیر مجموعه‎‎های عملیاتی و اتخاذ تصمیمات راهبردی است. اطلاعات مفید و مؤثر به شرکت مادر این امکان را می‎دهد که علیرغم پیچیدگی، گستردگی، حجم عملیات و پراکندگی جغرافیایی واحدها، مدیریت تصویر روشنی از موقعیت کلی واحدها، روند فعالیت‎ها، مسایل و مشکلات اساسی در اختیار داشته باشد و تصمیمات منطقی و دقیق در جهت هماهنگی امور و حل و فصل مشکلات و در واقع پیشگیری از بروز مشکلات را به عمل آورد.

* معیارهایی، عملکرد مدیریت را نشان می‎دهند که منجر به کاهش میزان قابل توجهی از آثار عوامل غیر قابل کنترل شود

وجود یک نظام جامع اطلاعات مدیریت، ضمن ایجاد یک ارتباط و پیوند بین اجزا سیستم‎ها، کنترل‎های درونی را در سیستم‎ها پیش‎بینی کرده و موجب ارایه اطلاعات قابل اعتماد و اتکا به مدیریت می‎شود.

در تدوین و استقرار یک نظام جامع اطلاعاتی مدیریت در شرکت مادر رعایت موارد زیر ضروری است:

ـ اطلاعات قابل ارایه به مدیریت شرکت باید منطبق به الگوهای تصمیم‎گیری مدیریت پیش‎بینی شود و گزیده‎ای از محوری ترین و کلیدیترین اطلاعات ارایه شود.

ـ اطلاعات مفید در شرایطی از واحدها قابل استخراج است که ابتدا واحدهای تابعه خود به سیستم‎های اطلاعاتی مجهز شوند. این امر می‎تواند به عنوان یک هدف و برنامه‎ دراز مدت مطرح و در کنار آن در کوتاه مدت به اصلاحات کلی سیستم‎ها به منظور دستیابی به اطلاعات پایداری پرداخت.

با توجه به حجم و گستردگی اطلاعات، ضرورتاً باید امکانات مناسب بهر‎ه‎برداری از کامپیوتر مهیا و امکان سنجی‎های لازم به عمل آید.

 

انواع شرکت های هولدینگ

شرکت‎ها انواع بسیار متنوع و مختلفی از ساختارهای سازمانی را ابداع نموده‎اند. به عنوان مثال ساختارهای یک مدیریتی ساده، ساختار چند مدیریتی ساختار تفکیک شده داخلی (ساختاری که با استفاده از تبدیل بخشی از دارایی یا شعب شرکت به یک شرکت جدید اقدام به تقسیم سهام آن میان سهامداران خود می‎کند) سیستم یکپارچه تجارت استراتژیک، سیستم شرکت تخصصی، سرمایه‎گذاری ساختار شرکت های مرکب (ساختاری که با فعالیت‎های تجاری مختلف، از ادغام چندین شرکت بوجود می‎آید) را در این خصوص نام برد.

     ساختارشرکت‎های سرمایه‎گذاری تخصصی شامل یک شرکت اصلی کنترل کننده و تعدادی از زیر مجموعه‎های آن است. در عمل، ساختار شرکت‎های سرمایه‎گذاری پیچیده‎تر از میانی نظری آن می‎باشد. عموماً دو نوع شرکت سرمایه‎گذاری تخصصی وجود دارد :

شرکت سرمایه‏گذاری ویژه

شرکت سرمایه‏‎گذاری عملیاتی

شرکت سرمایه‎گذاری ویژه شرکتی است که فعالیت اصلی آن سرمایه‎گذاری در سایر شرکت هاست و شرکت سرمایه گذاری عملیاتی شرکتی است که فعالیت خاص خود را  انجام می‎دهد و گاهی اوقات نیز مالکیت و کنترل گروهی از شرکت‎های تابعه (زیر مجموعه) را نیز در اختیار می‎گیرد شرکت‎های سرمای‎گذاری عملیاتی از یک سری شرکت‎های بزرگ و گروهی از شرکت‎های تابعه آنها تشکیل می‎شوند لکن شرکت سرمای‎گذاری ویژه یک شکل ظاهری است که صرفاً کار برنامه‎ریزی و هماهنگی درون بخشی را انجام می‎دهد و فعالیت‎های تجاری نیز صرفاً در شرکت‎های عملیاتی وابسته به آن انجام می‎شود.

آغاز ایده جمع‎آوری وجوه از طریق یک امین به قبل از قرن نوزدهم برمی‎گردد، یعنی هنگامی که ویلیام پادشاه هلند، در سال  1822 میلادی دستور تاسیس نخستین‎تر است سرمایه‎گذاری را داد در سال  1833 میلادی، نوع مشابهی در بلژیک بوجود آمد و نخستین‎تر است سرمایه‎گذاری در ایالات متحده نیز تراست بوستن بود که در سال  1924  میلادی به وسیله استادان و کارکنان دانشگاه هاروارد به نامMIT  گشایش یافت.

شرکت‎های سرمایه‎گذاری از موسسه‎های مالی فعال در بازار سرمایه هستند که با جمع کردن وجوه از مردم از طریق انتشار سهام خود به سرمایه‎گذاری در دارایی‎های مالی نظیر سهام، اوراق قرضه و سایر اوراق بهادار اقدام می‎کنند و به این ترتیب کسانی که وجوه خود را به خرید سهام این شرکت‎ها اختصاص داده‎اند، در سود و زیان حاصل از این سرمایه‎گذاری‎ها سهیم هستند. شرکتهای سرمایه‎گذاری به اتکای سرمایه‎ای که در اختیار دارند، قادرند:

از طریق نگهداری اوراق بهادار، سبد سرمایه‎گذاری خود را متنوع سازند.

مجموعه‎ای از اوراق بهادار با شرایط خاص (مثلاً دارای ریسک کم و یا دارای بازده بالا) را نگهداری کنند.

بر یک سرمایه‎گذاری مدیریت کرده و سودها را دوباره سرمایه‎گذاری کنند و در صورت لزوم دارایی‎های خود را جابجا کنند.

سبد سرمایه‎گذاری خود را از طریق انتخاب چند سهم خاص کنترل کنند.

یکی از رویدادهای قابل توجه در بازارهای مالی پس از جنگ جهانی دوم، رشد شدید شرکت‎های سرمایه‎گذاری است که باعث شد تاثیر زیادی بر سرمایه‎گذاری افراد و بازارهای مالی داشته باشند. نقش اصلی این شرکت‎ها خرید و فروش اوراق بهادار ثانویه است. هر چند که هنگام عرضه اوراق بهادار اولیه، این شرکت‎ها نیز از خریداران سهام جدید هستند. از آنجا که شرکت‎های سرمایه‎گذاری با سرمایه جمع شده در انواع سرمایه‎گذاری‎ها مشارکت کرده و پرتفوی (سبد سرمایه‎گذاری) متنوعی فراهم می‎کنند و از این رو سرمایه‎گذاران در شرکت‎های سرمایه‎گذاری با سرمایه‎ای اندک در پرتفوی بزرگی مشارکت کرده‎اند.

مداخله در ریسک از طریق پرتفوی صورت می‎گیرد و سرمایه‎گذاری‎های شرکت از طریق تحلیل گران و مدیران سرمایه‎گذاری هدایت می‎شود و از طریق متنوع کردن سبد سرمایه‎گذاری، ریسک سرمایه‎گذاری تسهیم می‎شود. از این رو برای آن دسته از سهامداران که علاقه‎ای به ریسک کردن نداشته و یا دانش لازم برای سرمایه‎گذاری در اوراق بهادار را  ندارند خرید سهام شرکت های سرمایه‎گذاری مناسب است. معمولاً سهام شرکت های سرمایه‎گذاری در بازار سرمایه قابلیت نقدینگی بیشتری نسبت به سایر سهام دارند و همچنین پرتفوی متنوع آنها نیز باید از ثبات قیمت بیشتری نسبت به سهام موجود نزد افراد برخوردار باشد. سه نوع از شرکت های هولدینگ با گسترده‎ترین اصطلاحات قابل شناسایی است. شرکت هولدینگ محض شرکتی است که صرفاً به منظور نگداشتن اوراق بهادار دارای حق رأی شرکتهای فرعی خودش بوجود می‎آید. دو منبع درآمد شرکت های هولدینگ محض عبارتند از : جریان سود سهام حاصل از مالکیت سهام عادی شرکت های فرعی و سودهای غیر عملیاتی تحقق یافته ناشی از سرمایه‎گذاری در سهام و اوراق قرضه.

نوع دیگر شرکت های هولدینگ درآمد خود را به وسیله فروش محصولات یا خدمات بعلاوة سودهای دریافتی ناشی از سود سهام و سرمایه‎گذاری کسب می‎کنند. یک چنین شرکت هولدینگی به عنوان شرکت هولدینگ عملیاتی - operating- یا عمومی general شناخته می‎شود شرکت هولدینگ هرمیPyramid  که به عنوان نوع سوم شناخته شده به دلیل مالکیت بخشی از سهام دارای حق رای شرکت فرعی نسبت به نوع دیگر تمیز داده می‎شود. هر چند شرکت های هولدینگ هرمی با در اختیار نداشتن تمام سهام دارای حق رای و با وجود سرمایه‎گذاری کمتر در شرکت فرعی، کماکان دارای حق کنترل در شرکتی فرعی بوده و مجاز به اعمال کنترل در ارتباط با سرنوشت شرکتهای فرعی می‎باشند.

شرکت های هولدینگ تاسیسات، شرکت های هولدینگی هستند که مالکیت تاسیسات گاز و الکتریسته را در اختیار داشته و امروزه تحت عنوان شرکت های هولدینگ محض، عملیاتی و هرمی وجود دارند.

با توجه به اینکه تمامی ادغام ها و تحصیل‎ها اخیر نه تنها شامل صنایع گاز و الکتریسیته (Industry) بلکه در صنایع نفت، ارتباطات از راه دور، انتشار کتاب، خدمات مالی، اینترنت، غلات و دام و در حال اجرا می‎باشند.

 

 

هدف از ایجاد شرکت های هولدینگ توسط دولت

دلایلی که باعث می‎شود تا دولت برای بخش‎های تحت تملک خود به تأسیس شرکت هولدینگ مبادرت ورزد، گوناگون بوده و در ارزیابی شرکت هولدینگ، این دلایل را می‎بایست در نظر گرفت. انتظار یک نتیجه خاص از سازمانی که برای برآورده کردن اهداف متعدد ایجاد شده است، بسیار مشکل می‎باشد.

1ـ اولین انگیزه برای ایجاد یک شرکت هولدینگ، یافتن وسیله‎ای جهت کنترل و هدایت شرکت های دولتی است. زیرا برای دستگاه های دولتی، ارتباط مستقیم با شرکت های متعدد مشکل بوده و اثر بخشی لازم را در پی ندارد.

در این مورد، انگیزه اصلی دولت کنترل می‎باشد و خواهان چشم‎پوشی از آن و یا واگذاری کنترل به دیگران نیست. به نظر می‎رسد اهداف اجتماعی، به ویژه فرایند ملی سازی در درجه اول اهمیت باشند و مساله سودآوری شرکت ها در مرحله بعد قرار گرفته است. در این حالت، شرکت های هولدینگ ضرورتاً به ابزاری جهت کمک به کنترل دولتی مبدل خواهند شد، نه یک وسیله برای آسان کردن امر کنترل.

2ـ ایجاد ادغام به واسطه هماهنگی و یکپارچگی در بخش ها و فعالیت ها، دومین دلیل تأسیس شرکت های هولدینگ است.

دلیل منطقی وجود چنین شرکت هایی، بیشتر در صرفه جوئیهای اقتصادی، که منجر به ادغامهای افقی یا عمودی نهفته است، تا اصلاح شرکت های دولتی. اما موارد بسیاری وجود دارند که این ادغام ها بدون دلیل خاصی به وجود آمده و شرکت های هولدینگ در نهایت به دستاویزی برای تبادل کردن یا انحصار طلبی تبدیل می‎شوند.

3ـ سومین انگیزه، اعمال مدیریت ARMS – LENGTH در شرکت های دولتی است که به آنها اجازه می‎دهد تا به تدریج با عوامل و نیروهای بازار مواجه شوند. امر، یک روش کلاسیک در افزایش بازده اقتصادی است که در بند قبل توضیح داده شد. همین انگیزه، دلیل اصلی تاسیس شرکت های هولدینگ در الجزایر  (سال  1988) بود. تغییر ساختار شرکت های دولتی مصر (1991) و تبدیل آنها به شرکت های هولدینگ نیز به منظور افزایش تمرکز زدایی و بازده عملیاتی صورت گرفته است.

4ـ انگیزه چهارم، به عهده گرفتن مدیریت و اداره سرمایه‎های دولتی به منظور افزایش عایدات مالی سرمایه‎گذاری های دولتی توسط شرکت هولدینگ می‎باشد. این دلیل نسبتاً جدید است و اگر تنها دلیل نباشد؛ اما یک دلیل مهم برای تاسیس شرکت های  هولدینگ در الجزایر به شمار می‎رود. همچنین یکی از دلایل عمد ایجاد این شرکت ها در کشورهای اروپای شرقی محسوب می‎شود. اما با این حال، کاهش هزینه‎ها از طریق ریسک یا اخذ وام های داخلی میان گروهی، هنوز هم به عنوان یک دلیل عمده برای تاسیس شرکت های هولدینگ شناخته نشده، اگر چه برای بخشهای خصوصی می‎تواند یک هدف و انگیزه باشد.

5ـ انگیزه دیگر می‎تواند رهانیدن شرکت های زیان ده از این معضل باشد. این کار معمولاً با تسویه هزینه‎های اجتماعی آنها  و عموماً با هدف بازسازی مجدد این شرکت ها و بهبود وضعیت مالی آنها انجام می‎پذیرد. شرکت هولدینگ ایتالیایی در سال  1993 با همین انگیزه تاسیس گردید و کارش را با شرکت هایی که در بازار سهام به طور ناگهانی ورشکست شده بودند، شروع کرد.

دولت ایتالیا همچنین قصد داشت تا از طریق این شرکت، سیستم بانکی را از تاثیرات سوء این شرکتهای ورشکسته بدهکار، مصون نگه دارد. بازپرداخت بدهی این شرکت ها به سیستم بانکی توسط دولت تضمین گردید و به شرکت هولدینگ منتقل شد. در برخی موارد شرکت های هولدینگ کانالی برای دستیابی به اهداف بلند مدت دولتها هستند که در قالب شرکت های ویژه یا صنایع خاصی نمود پیدا می‎کنند.

6ـ هدف ششم از تشکیل شرکت های هولدینگ، فراهم کردن زمینه انتقال شرکت های دولتی به بخش خصوصی است، که این انتقال ممکن است با بازسازی و نوسازی یا بدون آن صورت گیرد.

7ـ انگیزه آخر در این حقیقت نهفته است که گاهی ضرورت ایجاب می‎کند تا شرکت هولدینگ مدیریت سهام دولتی (معمولاً با سهم کمتر از سهم دولت) را در شرکت های دولتی، تا زمان واگذاری آنها به بخش خصوصی، به عهده بگیرد. این امر یکی از اهداف عمده شرکت های جدید هولدینگ در اروپای شرقی است. در این حالت ضرورت دارد که سیاست اتخاذ شده ترکیبی از مدیریت ِARMS-LENGTH، مدیریت سرمایه‎ها و اعاده مالکیت به بخش خصوصی باشد. در چنین مواردی گفته می‎شود که شرکت های هولدینگ به نمایندگی از بخش خصوصی، سهام شرکت ها را مدیریت می‎کنند. اما انتقال سهام دارای طبیعی بسیار پراکنده است و این موضوع نشان می‎دهد که بخش خصوصی، حداقل در مراحل اولیه، قادر به اعمال حقوق مالکیت نیستند. اگر مدیران شرکت های هولدینگ تا حدی در برابر دولت مسئول و پاسخگو باقی بمانند، این شرکت ها، هنوز هم نوعی از گروه هولدینگ محسوب می‎شود. اگر دولت از مسئله کنترل به طور کلی چشم پوشی کند، ساختار شرکت هولدینگ به یک شرکت سهامی خاص شباهت پیدا خواهد کرد.



نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :